سینمایی نیوز، تورج اردشیری نیا: مستند بلند «ارس، رود خروشان» از بخش مسابقه ملی و بخش رقابتی «ایران» (تمدن کهن) نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت»، درباره تبارشناسی اقوامی است که در کرانه رودخانه مرزی ارس افرادی که در ایران، ارمنستان، نخجوان و آذربایجان زندگی میکنند و به طور مشترک از این رود مرزی بهره میبرند. هادی آفریده با کارگردانی مستندهایی چون «کامیون آبی»، «هولاین در ایران»، «تهران سیمین»، «کاریز قصه آب»، «چنارستان» و … یکی از چهرههای شناختهشده سینمای مستند ایران است.
“هادی آفریده”، مستندساز برجسته ایرانی، درباره علت نامگذاری فیلم مستند فیلم «ارس، رود خروشان» اظهار داشت: «ارس، رود خروشان» همان طور که از اسم آن مشخص هست راجع به رود مرزی ارس است که نامگذاری دلایل متنوعی داشته است. نخستین دلیل این که در اسامی مختلفی که ارس دارد بر روی این تیزرو و خروشان بودن خیلی تاکید شده است. ولی برای من فقط ریشههای تاریخی اسم ارس خیلی مهم نبود بلکه بیشتر تمثیلی از دوران مختلفی بود که به واسطه جنگها و جداییها، اتفاقات و جوش و خروشهایی در دو سوی کرانهاش همیشه روی داد و از همین روی این اسم را بر این فیلم مستند گذاشتیم. امیدوارم که مردم دوست داشته باشند.

این سینماگر درباره علت پرداختن به این سوژه بیان نمود: وقتی هر ایرانی که مقداری وسواس داشته باشد تاریخ خوانده باشد حتی درسهای مدرسه اش را خوب خوانده یا شاید خیلی هم خوب نخوانده باشد اسم رود ارس را میشنود متوجه هست و یاد جداییها و زخمهایی میافتد که به واسطه قراردادهای گلستان و ترکمنچای در حافظه تاریخی مردم ایران مانده است -کاری که در دوران شوروی روسیه انجام می دهند و بخشی از سرزمین ما را تجزیه و تکه تکه و به کشورهای کوچک و ضعیفتر تقسیم میکنند- این همیشه در ذهن من بود و دوست داشتم فیلم مستندی راجع به این منطقه از ایران کار کنم. تا اینکه جنگ دوم قره باغ پیش آمد و چون خیلی نزدیک مرزهای ما بود و ایرانیهایی که در منطقه خدا آفرین و اصلان دوز و حتی نوردوز و آن محدوده بودند آنقدر نزدیک بودند که میتوانستند تحرکات نظامی و جنگی را ببینند، قصهی آدم ها را شنیدم و فکر کردم دیگر الان این بهانه خیلی خوبی هست از این موقعیت که آن منطقه دوباره داخل یک جنگ قرار گرفته برای پرداخت داستان فیلم استفاده کنم.
این فیلمساز در مورد روند تولید و مراحل ساخت اعلام کرد: پس از پژوهش، سفر و تحقیقهای میدانی و یافتن کاراکتر ها شکل گرفت، اسناد بررسی و فیلمبرداری انجام شد و حدود ۶ ماه تا یک سال نیز پست پروداکشن فیلم شامل تدوین صداگذاری اصلاح رنگ و نور داشتیم. نریشن فیلم خوب بود چون خانم شبنم مقدمی خواندند. ایشان لطف بزرگی به من بدون هیچ گونه مناسبات مالی کردند و اگر قرار بود مناسبات مالی با ایشان داشته باشیم قطعاً به اندازه چند برابر بودجه فیلم باید پول پرداخت میکردیم. من باید صبر می کردم که زمان ایشان با کاری که ما میخواهیم کنیم یکی شود و مقداری زمان برد. خیلی سعی کردم فیلم بر اساس اسناد به سمت انتزاع و شاعرانگی رود و آن قصههای ناشنیده این بخش از ایران را برای اولین بار در فیلم بیاورم ولی بر پایه خاطرات جمعی مردم ایران و آن چیزی که در دل قصهها و خانهها و زیست مردم ایران و عشایر و اقوام هست.

وی تصریح کرد: چیزی که خیلی خوب هست راجع به آن این جا حرف بزنم در کشور ما در این منطقه ای که فیلمبرداری کردیم آدم هایی که مسئول هستند با وجود مجوزهای مختلف فرمانداری استانداری شورای تامین مرزبانی نیروی انتظامی اطلاعات ارتش سپاه روزی چند بار توسط نیروهای مختلف از کارمان جلوگیری میشد. منطقه مرزی بود ما درک میکنیم ولی پس چه طور کار کنیم. بخش بزرگی از تصاویری که در فیلم میبینید یعنی بالای ۷۰ درصد که برای یک فیلم بلند ۷۰ دقیقهای من می گویم عدد زیادی هست مخفیانه گرفته شد به خاطر این که با وجود مجوز نمیگذاشتند و حفظ زیبایی شناسی تصویر و نگهداری موضوع خیلی سخت هست. ما مدیران تولید مختلفی در شهرهای مختلف برای این فیلم داشتیم و به سختی گاهی برای بعضی موضوعها که بیخطر بودند مجوز میگرفتیم ولی در همان نقاطی که ما کار میکردیم یا جلوگیری از کارمان میشد آدم ها با یک گوشی آیفون ایستاده بودند از در و دیوار فیلم میگرفتند ولی کسی با آن ها کاری نداشت. انگار خطر در رسمیت هست؛ وقتی کار شکل رسمی پیدا می کند ولی یک کشاورز، آدم معمولی، راننده با ماشین ایستاده و گویی بیخطر است. من نمیفهمم چگونه این را تشخیص می دهند چه کسی میتواند خطر داشته باشد آن هم در زمانهای که برای ثبت یک چیز نیاز به دوربین موبایل و دوربین فیلمبرداری نیست و ماهوارهها این کار را میکنند. و باز هم من این را نمیفهمم با وجود مجوزهای مختلف چرا آن قدر باید از کار رسمی ما جلوگیری شود. حال این سوال هم خیلی وقت ها پیش می آید که فیلم سازان در دوران جنگ ۱۲ روزه چگونه کار مستند کردند، من به شخصه خیلی دوست داشتم کار کنم ولی نمیشد کار کرد و من نمیدانم آن هایی که از روز اول تا به آخر دوربین شان روشن بود چه کسانی بودند. ما روایت مستند میکنیم یعنی ثبت تاریخی روایت میکنیم اما فرصت روایت و روایت گری متاسفانه خیلی وقت هست که از ما گرفته می شود. در مورد رویدادهای غیر جنگ یا یک پروژه منسجم با تحقیق و پژوهش و فیلمنامه و ساختار منسجم، ما واقعاً دچار مشکل بودیم.
این کارگردان در این رابطه افزود: فیلم در تولید به این شکل ساخته شد. بخش پژوهش هم که پژوهش طولانی سخت و خیلی نقش مهمی در فیلمبرداری کار داشت. اگر رضا تیموری نبود و فیلمبردار دیگری جای ایشان بود شاید واقعاً این فیلم اصلاً ساخته نمیشد. سولماز افتخاری به عنوان تدوینگر فیلم خیلی خیلی نقش موثری داشت. یکی از ستونهای فیلم مهرشاد ملکوتی صداگذار فیلم که یکی از صداگذاران خوب سینمای ایران است و بیمه مستعد شاخه ۳۳ اون خیلی نقش موثری داشت و تک تک آدم هایی که با من کار کردند در واقع اضلاعی از این اسکلت هستند که اگر نبودند این فیلم ساخته نمی شد.

وی درباره جای خالی چنین مستندهایی یادآور شد: آن قدر که ایران از نظر تاریخ، تمدن، وسعت و همه ارزشهایی که ما برای آن قائلیم میدانیم و میشناسیم مهم هست، فیلم راجع به ایران ساخته نمی شود. ما بیشتر در مورد کشورهایی فیلم میسازیم که خیلی ربطی به ما ندارد. وقتی راجع به میراث فرهنگی تمدنی آیینها مونوگرافی و روستاهای ایران فیلمی ساخته می شود، اقوام و تبارهای مختلف و مردم، فیلمها را میبینند و واکنشهای جمعی می گوید جامعه به این فیلمها نیاز دارد و گویی خود و قصههای اش را فراموش کرده است. در اکران اول فیلم ما مخاطبانی بودند که می گفتند واقعاً نمیدانستیم رودخانه ارس آن قدر داستان، اتفاق و جنگ به خود دیده است. این ها در کتاب های ما تلویزیون و رادیو ما و هیچ جا نیست ولی به جای آن چیز هایی هست که به ما نشان هم ندهند خیلی ربط ندارد، کاملاً بیربط و نامربوط هست در حالی که اگر قرار باشد ایران و انسجامی در آینده بماند با یادآوری این تکههای فرهنگی تاریخی است.
وی در مورد ویژگی های ساختاری و محتوایی این اثر گفت: سوال خیلی سختی هست. من فیلمهای خوب در این جشنواره زیاد دیدم و به خودم اجازه نمی دهم از ویژگی فیلمی که ساختم بگویم. ساخت فیلمی پژوهش محور خیلی سخت بود، تولید حدود ۲ سال طول کشید. در ایران وقتی موضوع پژوهشی تاریخی داریم کار خیلی سخت می شود. منابع آرشیوی، اسناد، اطلاعات پژوهشی منسجم در کشور یک جا گردآوری نشده است.
او درباره جایگاه پژوهش در جامعه و مدیریت کلان کشور، همچنین تغییر نگاه مسئولین به سینمای مستند با نگاه روزآمد و مخاطب محور تصریح کرد: بر آن هایی که مستندبین حرفهای هستند تاثیر دارد. مسئولین در ایران خیلی از فرهنگ دورند. گاهی که با نمایندههای مجلس درباره آخرین کتابها و فیلمها صحبت می شود هیچ حرفی برای گفتن ندارند و بعضی اوقات این مشاهدات آنقدر زرد هست که بهتر هست بگویند ندیدیم و یادمان نیست. کشوری با فرهنگ غنی و بزرگ مثل ایران، چه در حوزه سیاست گذاری کلان چه در حوزه سیاست گذاری فرهنگی، خیلی مسئولین فرهنگی ندارد. خیلی از بحث ها، چالشها و درگیریهای ما در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و آموزش قبل از این که تبدیل به معضلات اجتماعی شود نیاز به یک گفتگوی فرهنگی دارد. گفت و گوی فرهنگی توسط سیاست مداران امکان ندارد روی دهد در حالی که این مهم توسط هنرمندان در همه جای دنیا اتفاق میافتد. بعد از جنگ جهانی دوم وقتی اتریش با خاک یکسان شد، در بودجههایی برای بازسازی کشور، اولین جایی که اتریشیان میسازند سالن اپراشان است. این در تاریخ، مفهوم و درس بزرگی است که تا فرهنگ مردم ارتقا پیدا نکند سیاست و اقتصاد و خیلی چیزهای دیگر رشد نمی کند. در مورد ایران هم همین طور هست.
او در همین ارتباط ادامه داد: من در یک دهه گذشته خیلی راجع به موضوع آب راجع به قناتهای ایران برای یونسکو و ثبت جهانی قناتهای ایران در یونسکو فیلم مستند و مجموعه مستند ساختم. من تقریبا به تمام قناتهای کویری ایران رفتم و کار کردم. همه ی این چیزهایی که ما امروز به اسم ورشکستگی آبی، بحران آب، خشکسالی، جابجایی شهرها، جنگ یا نزاع آب می گوییم، توسط الی ماشاءالله فیلم ساز گفته شده است. الان که این جشنواره در حال برگزاری است من به غیر از همکاران خودم خبرنگاران و رسانهها، یک نماینده مجلس، سیاست مدار یا از دفتر رئیس جمهور کسی را ندیدم اینجا باشد. ایشان تا وقتی ارزش فرهنگ را درک نکنند هیچ گفتمانی با هیچ کس شکل نمیگیرد. راهش این است و من فکر میکنم این نگرش باید تغییر کند. وظیفه ما تولید هست ما حتی نمیتوانیم داوری و قضاوت کنیم چون مستندسازیم درمانگر نیستیم فقط مشاهده میکنیم و مشاهدات مان را برای کسانی که خبرنگار و پژوهشگرند و تخصص دارند به اشتراک میگذاریم تا راه حلی پیدا کنند. من فکر میکنم این یک سیاست کلان هست که امیدوارم در کشور روزی درست شود.
این فیلم ساز آینده دار درباره کمبودهای سینمای مستند توضیح داد: اولین کمبود سینمای مستند بودجه هست که اصلا متناسب با هزینههای تولید نیست. دومین مسئله و بحران ما در سینمای مستند این است که تلویزیون و مخصوصاً شبکه مستند، مستند نمیسازند. مدیران میتوانند از فیلم هایی که پخش می شوند بگویند و من میتوانم یک روز بنشینم برای شما نام ببرم که یکی از این فیلم ها مستند نیست بلکه شبه مستند است. شاید بخش بزرگی از جوانان و بهترین مستندسازهای ایران در این جشنواره فیلم دارند ولی باید ببینیم کدامیک از این افراد که من اسم بردم در ۵ سال گذشته اصلاً توانستند ۱۰ دقیقه فیلم در تلویزیون بسازند. متاسفانه ما را راه نمی دهند و اگر راه می دهند بودجههایی که می دهند در حد و اندازه تولید یک فیلم مستند حرفهای نیست. خیلی از این چیزهایی که به اسم مستند ساخته می شود نما و گزارش برنامهسازی است و با آن چیزی که ما با سینمای مستند تعریف میکنیم فاصله خیلی زیادی دارد.
وی خاطر نشان ساخت: در دورانی شبکه مستند بودجه بهتر و مدیریت آن روابط دوستانه و صمیمانه تری داشت. عینک یک مقدار سیاسی را از چشم شان برداشته بودند و به ما این طور نگاه می کردند که در حل مصالح و مسائل فرهنگی کشور کمک کنیم. در آن موقع ما فیلمهای زیادی برای تلویزیون ساختیم فیلم ها جواب میدادند و نظرسنجیها آمار شهرستانهای بالایی داشت و در سوپر مارکتها و جاهای مختلف که میرفتیم میدیدیم شبکه مستند تلویزیون روشن است و مردم معمولی مستند میبینند ولی الان خیلی از آن روزها فاصله گرفتیم و من امیدوارم تغییری در این مسئله به وجود آید.
او یادآور شد: جشنواره سینما حقیقت بر آینده کاری فیلم سازان جوان تاثیر دارد. جشنواره ویترینی است که خروجی و یا بر اساس آن استقبالی که از فیلمها میشود روی نسلهای جدیدتر تاثیر میگذارد. امیدوارم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصمیم بگیرند مکانی به عنوان خانه و کاخ جشنواره بسازند که این جشنوارهها از فیلم کوتاه تهران یا فجر به جای لوکیشن مرکزی شهر هر روز در جای بیربط و فضایی که مناسب نباشد برگزار نشود. من فکر میکنم ما از نظر زیرساخت برگزاری جشنواره باید فکر و حرکت بزرگی کنیم و به این مهم باید به شکل کلان در دولت فکر شود.
“آفریده” در بخش پایانی صحبت های خود با انتقال تجربه به علاقه مندان فیلم سازی در سینمای مستند تاکید کرد: در این وضعیت که ساخت مستند هزینه دارد خیلی سخت هست ولی چیزی که در ایران و متاسفانه کشور ما خیلی زیاد شده ارزش ابزار زدگی است. من نصیحت نمیکنم پیشنهاد می دهم ابزار زدگی را کنار بگذاریم با همین دوربینهای ساده دوربینهای موبایل و ابزاری که خیلی ساده است بسازیم. دوربینی که ما برای پروژه مستند «ارس رود خروشان» داشتیم نه یک دوربین 4k بود نه تکنولوژی عجیب غریب داشت بلکه ما یک دوربین خیلی کاربردی کاملا استاندارد فول اچ دی سونی بردیم که با تکنولوژی ۱۰۸۰ ابزاری از لنز مرکب و ساده استفاده کردیم. من الان فیلمهایی را میبینم که این ابزار زدگی باعث شده دوستان موضوع را از دست بدهند. بخواهند تغییر نما دهند مجبورند لنز عوض کنند و این تغییر لنز خیلی خیلی در مستندسازی ضربه میزند وقتی کاراکتر در موقعیت سیالی در حرکت جریان دارد. پیشنهادم این هست ساده ببینند تمرکزشان را به جای ابزار زدگی بر روی موضوع، پژوهشش و ساختار و اجراشان بگذارند.
عوامل این فیلم عبارتند از: پژوهشگر، تهیهکننده و کارگردان: هادی آفریده، فیلمبردار: رضا تیموری، تدوین: سولماز افتخاری، گوینده: شبنم مقدمی، صداگذار: مهرشاد ملکوتی، صدابردار: مهرداد عباسپور، هماهنگی: روشنک اهرابی، مدیر تولید: اعظم صادقی منفرد، امین جعفر باحجب، زهرا پسندی و… تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی.
نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مستند ایران «سینماحقیقت» 19 تا 25 آذرماه با دبیری محمد حمیدی مقدم در پردیس سینمایی ملت در حال برگزاری است.