سینمایی نیوز
  • امروز : پنجشنبه, ۲۶ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : الخميس - ٠٥ ربیع‌الثانی ١٤٤٨
  • و : Thursday, 17 September , 2026 می باشد
کل 13283 امروز 0

خبر فوری

بازیگران «شوتینگا» معرفی شدند ۴ فیلم سینمایی پروانه نمایش گرفتند «اسکورت» صدرنشین فروش هفتگی شد/ ۲۰ میلیارد در ۱۰ روز برپایی آیین اهدای گواهینامه درجه یک هنری به علیرضا داودنژاد در سازمان سینمایی در دفاتر استانی «سینمای جوان» چه خبر است؟ اعلام عناوین آثار پویانمایی راه‌یافته به رقابت چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران انتشار فراخوان چهاردهمین جشن مستقل سینمای مستند سینمای ایران برای تداوم و بالندگی، بیش از هر چیز به حفظ و تقویت پیوند خود با مردم نیاز دارد حساب کاربری ویژه رسا در فضای مجازی رونمایی شد ۸۲ سالن سینما در دولت چهاردهم احداث و بهره‌برداری شد بهره‌برداری از سینماهنر یاسوج با حضور وزیر فرهنگ سینماهای بهمن سبز ۵ روز نیم‌بها می‌شوند فراخوان دومین دوره جایزه پژوهش سال تئاتر ایران منتشر شد شش برنامه ویژه، شش کیوریتور، شش نگاه به سینمای معاصر جهان «قرار سوم» انجمن سینمای جوانان ایران در جشنواره فیلم فضای باز ایران برگزار می‌شود ثبت‌نام داوران کودک و نوجوان جشنواره فیلم کودک آغاز شد تشییع پیکر حسین وخشوری پنج شنبه در قطعه هنرمندان ایوب آقاخانی سرپرست اداره ارزشیابی و نظارت بر نمایش شد ۴ فیلم سینمایی پروانه نمایش گرفتند امضای تفاهم‌نامه برگزاری جشنواره کودک در اصفهان مهلت ارسال آثار تمدید شد برنامه کارگاه‌ها و اکران‌های دومین جشنواره بین‌المللی فیلم فضای باز ایران اعلام شد آغاز اکران آنلاین مستند «خط القعر» در هاشور سینما؛ «هنری‌ترین صنعت» کشور ماست/ «صندوق توسعه سینمای ایران»؛ حرکت به سوی درآمد پایدار برای صنعت سینما سینما؛ ابزاری برای انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی است موافقت شورای پروانه فیلمسازی سینمایی با ساخت ۴ فیلم‌ «کات‌اوت»؛ نخستین دوره انیمیشن‌سازی انجمن سینمای جوانان ایران نمایش 2 مستند خارجی در سالن حقیقت سه روز بلیت نیم‌بها از ۲۰ شهریور فراخوان جشنواره فجر چهل و پنجم منتشر شد ثبت‌نام اصحاب رسانه برای حضور در جشنواره فیلم کوتاه تهران آغاز می‌شود کارگاه دوم کووان یوئن لای برگزار می‌شود فراخوان سی‌یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان منتشر شد فراخوان جذب و آموزش خبرنگاران نوجوان در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان مهلت ثبت نام برای حضور در بیستمین جشنواره «سینماحقیقت» تمدید شد نمایش 5 انیمیشن کوتاه در «پاتوق انیمیشن» «ایران 1404» در «سینماحقیقت» روایت می‌شود «قرار» انجمن سینمای جوان به سومین دیدار رسید/ آغاز اکران سه فیلم‌ کوتاه در سینماهای سراسر کشور سینما در 26 استان به طرح «تسهیم از مبدأ» پیوستند فیلم فقط یک محصول نمایشی نیست / ضرورت حرکت اقتصاد سینما به سوی الگوی دارایی‌محور»، «بازارمحور» و «زیست‌بوم‌محور» استفاده از آرم‌استیشن و لوگوهای رسمی انجمن سینمای جوانان ایران در خروجی نهایی فیلم‌های تولیدی الزامی شد برنامه نمایش آثار در سینماسیار «انجمن» اعلام شد چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران؛ روایت ۱۱ هزار اثر از ایران و ۱۳۲ کشور پنج کتاب تخصصی انتشارات انجمن سینمای جوانان ایران به دفاتر سراسر کشور ارسال شد ۷۷۱ اثر در بخش ملی متقاضی حضور در جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان همبازی شدن داریوش فرضیایی در اولین تجربه سینمایی خود با نعیمه نظام‌دوست پردیس سینماگالری ملت خانه چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران شد ثبت‌نام پانزدهمین جشنواره ملی رضوی از ۸ شهریور آغاز می‌شود «دختر برقی» به اکران آنلاین رسید دو افتتاح سینمایی با حضور فریدزاده در مشکین شهر

19

نامه مسعودکیمیایی به احمدرضا_احمدی

  • کد خبر : 7783
  • ۰۷ مرداد ۱۴۰۱ - ۶:۰۱
نامه مسعودکیمیایی به احمدرضا_احمدی
«آنقدر ماندیم تا قدیم شد»

«از تو فهمیدم شاعران بازنشسته نمی‌شوند.
احمدرضا،جانی خوش دارد،زبانی خوش دارد،اندوهی خوش دارد.
جانش را به عشق هم نمی‌دهد.
آنچه می‌نویسد شعری است که از جانش می‌آید.
با دوائی خوش بودیم.
خوب شد هنرپیشه نشدی.
بیشتر این شاعران و سینماگران به درد هیات‌های اعزامی می‌خورند.
همیشه از پیرمردهایی که می‌رقصند بیزار بودیم.
روزگاری است که مصرف قلاده زیاد شده.
یادم افتاد هیچ وقت در سربازی که بودی لباست مندرس نشد.
احمدرضای عزیزم!
یادت هست در یک نمایش، یک تئاتر که قرار بوده بازی کنی، تمرین برایت سخت بود؟
می‌دانم تا حال هیچ چیزی را تمرین نکردی.
خانمی بود که از آن نمایش بیرون آمد و خودش یک نمایش واقعی به راه انداخت.
عاشق می‌شد و دوست داشت همه به نوبت عاشقش باشند.
یکی را انتخاب کند و بقیه را با یک بلدی نگه دارد.
خشم بسیار از تو داشت، زور می‌زد تا سرخی… که از شوخی‌های تو نخندد.
هفته‌ای دو سه کتاب زیر بغل داشت و تو می‌گفتی هر کتابی را که می‌خواند، عاشق یکی از ما می‌شود که نزدیک به قهرمان آن کتاب است.
روزی رسید که خیلی خندیدیم.
از شوخی تو خندید، تو گفتی نوبت من رسیده است.
گفتم: از اینکه خندید؟
گفتی: نه… این روزها کتاب «ابله» را می‌خواند، مرا نزدیک دیده است. بعد از آن رفت… و رفت.

سرباز شدی. در صف، تفنگ را زیر چانه‌ات گذاشتی و با آهی سرد گفتی:
امان از این جنگ لعنتی که خانه و پیانوی مستعملم را سوزاند و مرا از لیزا جدا کرد. فرمانده فهمیده بود و جدی کارت ساخته شد.
سپاه‌دانش شدی در یک آبادی.
میان ده‌ها آبادی اطراف «بردسیر» که بردسیر یکی از ده‌ها شهر کوچکی بود اطراف کرمان.
کافه نادری، کافه ری، کانون فیلم، سینما، راه رفتن –بی‌تو- جان نداشت. تنها.
انگار که از شهرستانی آمدی و عقب کافه می‌گردی.
هوای تو را داشتم.
نامه‌هایی نوشتیم به هم.
گفتم می‌آیم.
صبح از تهران حرکت کردم. غروب به بردسیر رسیدم. شب را در تنها مسافرخانه شهر نخوابیدم. صبح ساعت شش اتوبوسی سوار شدم. در یک جاده کویری میان بندرعباس و… پیاده شدم.
شاگرد اتوبوس گفت: آقا! اینجاست. پیاده شدم. اتوبوس رفت. به یک چوب نازک که سر آن مقوایی به چاک چوب وصل بود و اسم دهی را نوشته بود رسیدم.
باد می‌آمد. گون‌ها گلوله می‌شد و می‌چرخید.
میان بیابان تنها مانده بودم.
باد آرام‌آرام مقوای سر چوب را حرکت می‌داد، در نیم ساعت که منتظر ماندم یک دور مقوا و چوب چرخید.
اگر به دستور چوب و باد می‌رفتم تو را در پاکستان می‌یافتم یا در هند.
یک لکه سیاه می‌رفت –چه شعفی- در دوردست دوچرخه‌سواری بود، کجا می‌رفت؟
سراسر بیابان و باد. داد زدم. کتم را کندم و به دست در هوا چرخاندم… نفسم گرفت. تکان دادم. لکه ایستاد. عقب صدا می‌گشت… دیدم… سمت من سیاهی راه افتاد. احمدرضا… نجات پیدا کردم.
در یک قدمی ایستاد. نزدیک.
روی شیشه‌های عینکش خاک بود. صورت و موهایش خاک بود.
سلام کردم. گفتم به این آبادی می‌روم. نگاه به چپ کرد و فکر کرد. به راست نگاه کرد. گفت:
“کوه اول نه، کوه دوم بپیچ به راست.”
سمت چپ را با دست راست نشانم داد. رفتم…
رفتم تا عصر به دهی رسیدم.
گفتم: سپاه‌دانش؟
گفتند آقای احمدی آبادی دوم، زودتر برو به شب نرسی. رفتم.
رفتم تا به آبادی تو رسیدم.
از دور یکدیگر را دیدیم… چاه آبی داشتی. یک چراغ لامپا و یک زنبوری. اتاقی تمیز و دوغ‌آب‌زده و سفید و خنک.
گفتی:
یک دختر از این آبادی، عصرها می‌آید و از این چاه آب می‌گیرد. بعد از آن من می‌روم، قناعت می‌کنم به نگاه در چاه آب.
نگاهش کردم گفت:
“ابله را هم نخوانده.”
آمدیم تهران. آنقدر ماندیم تا قدیم شد.»

لینک کوتاه : https://cinemaeinews.ir/?p=7783

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.